مسئولان فکر می‌کنند چون اغتشاشات تمام شده یعنی مسئله حل شده!

محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظا در خصوص حوادث اخیر کشور گفت: بنده اگر بخواهم از بیرون کشور، تحلیلم را بیان کنم، باید بگویم صهیونیست‌ها و دنباله‌های آنها در این 40 و اندی سال دشمنی شان، هیچ گاه قطع نشده و در گذشته قبل از انقلاب هم با مردم ایران مشکل داشتند، اما یک مسئله‌ای که در اغتشاشات اخیر اتفاق افتاد و بی‌نظیر بود این بود که استکبار جهانی و صهیونیست‌ها و کشورهای اروپایی و خیلی از ان‌جی‌اوها و رسانه‌های بین‌المللی به کمک ستون پنجم خود و اپوزسیون ایرانی‌های خارج از کشور یک بسیج عمومی و اتحاد بی‌نظیر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به وجود آوردند و این مسئله علنی هم بود.

به گزارش فارس، بخش هایی از گفت و گوی باهنر را در ادامه می خوانید:

  • چون ایران خیلی در همه ابعاد پیشرفت کرده است و جلو رفته است، دشمنان ایران می‌گویند که ما می‌خواهیم ایران را متوقف کنیم. از نظر من این تحلیل تا حدی افراطی است و اینچنین نیست، به هر حال ما مشکل اقتصادی داریم، مشکل سیاسی داریم البته پیشرفت‌های زیادی داریم اما به هر حال در بعضی از حوزه‌ها ضعف‌هایی هم داریم.
  • حالا یک تحلیل دیگر هم هست که من مقداری طرفدار این تحلیل هستم که بالاخره ما تا حدود 20 الی 25 سال گذشته در نظام جمهوری اسلامی حواس‌مان خیلی جمع بود که دشمن از یک ابزار استفاده نکند.
  • ابزاری به نام ایران هراسی! بلاخره دشمن می‌خواهد همه دنیا را از ایران بترساند چون زمانی حضرت امام فرموده بودند انقلاب را می‌خواهیم صادر کنیم بعد دشمنان گفتند این ها می‌خواهند با توپ و لشکر و این ها انقلاب‌شان را صادر کنند بعدها اما رهبری گفتند صدور انقلاب ما یک کار فرهنگی است، یک کار تبیینی است و یک کار اعتقادی است.
  • این ها می‌خواستند از این ابزار ایران‌هراسی استفاده کنند و ایران هراسی راه بیندازند و بگویند ایران یک کشور متجاوزی است. حواس ما یعنی نظام تا نیمه دهه هشتاد جمع بود که بر آتش ایران هراسی جهان آب می‌ریختیم و توضیح می‌دادیم که خیر ما اهل دعوا نیستیم، اهل جنگ نیستیم، حتی اگر بخواهم به شما مستند بگویم، ما در سال 84 مصوبه‌ای در مجمع تشخیص مصلحت نظام داشتیم به اسم چشم‌انداز که رهبری ابلاغ فرمودند که یک پاراگراف از این چشم‌انداز 20 ساله مضمونش این بود که تعامل سازنده با همه کشورهای دنیا به استثنای رژیم صهیونیستی داشته باشیم. تا نیمه دهه هشتاد ما حواس‌مان بود.
  • متأسفانه از آن زمان به بعد حالا دولت وقت مسئله هولوکاست را مطرح کرد بعد هم رئیس دولت گفت که این قطعنامه‌ها کاغذپاره است و از این مسئله غفلت کردیم و ما اندک اندک از این مسئله غفلت کردیم و نتوانستیم توجیه و تبیین کنیم برای دنیایی که از ما می‌ترسانندشان که به آنها بگوییم ما اهل درگیری نیستیم و متأسفانه از دهه هشتاد به بعد بعضی وقت‌ها ما خودمان یعنی بعضی از مسئولان خودمان ایران هراسی را راه انداختیم. عوض اینکه آب بریزیم، بنزین روی آتش ریختیم.
  • در گذشته این مسئله ایران هراسی را ما مدیریت می‌کردیم و الان مدت‌ها است متأسفانه یا مدیریت نمی‌شود یا برعکس مدیریت می‌شود. یعنی خومان یک مقداری به نوعی این ایران‌هراسی را تشویق می‌کنیم و این هم شاید یکی از دلایلی باشد که اروپا هم خیلی لخت و عور و رو بازی می‌کند.
  • یا مثلاً در جریان روسیه و اوکراین بالاخره یکسری مباحثی مطرح شد دیگر، یکی گفت پهپاد دادیم، یکی گفت ندادیم، یکی حرف دیگری را زد و آن اوکراینی‌ها هم مظلوم‌نمایی می‌کنند که پهپادهای ایران آمده و فلان نقطه ما را زد و البته دروغ هم می‌گویند. یعنی ما یک جاهایی یک حرف هایی میزنیم درحالیکه که اصلاً ذات جمهوری اسلامی جنگ طلب نیست. جمهور اسلامی هر کار هم می‌کند از موضع دفاعی است.
  • بالاخره ما زمانی را در این کشور گذراندیم که هر شب در تهران، دزفول، اهواز و شهرهای مختلف ایران موشکباران وجود داشت و بمباران می‌شد و بسیاری از همین کشورهای خارجی هم کمک‌شان می‌کردند ولی به نوعی لاپوشانی می‌کردند. ما به هر حال برای این کارها و این تجربه اخیر فکری می‌کردیم که الحمدالله قدرت دفاعی‌مان را بالا بردیم و ما باید قدرت دفاعی‌مان را مرتب تبیین کنیم.
  • ببینید در خیلی از کشورها مواضع سیاسی و مهم امنیتی کشورها معلوم است توسط چه کسانی مطرح می شود یا وزیر خارجه باید اعلام بکند یا رئیس جمهور، مثلاً حالا فرض کنید در کشور ما رأسش مقام معظم رهبری اعلام می کنند یا رئیس جمهور و وزیر امور خارجه اما فرماندهان نظامی قرار نیست که اعلام موضع سیاست خارجی بکنند اما این اتفاقات برخی وقت‌ها در کشور رخ می‌دهد یعنی یک ناو جدیدی را هم که دوستان کلی زحمت می‌کشند و تولید می‌کنند موقعی که می‌خواهند استفاده کنند می‌گویند یادتان باشد که این ناو تا دریای فلان هم می‌تواند برود؛ بحث این ها است. بحث یک مجموعه است. نظام جمهوری اسلامی فقط دولت نیست، مجلس نیست بلکه مجموعه همه اینها است.
  • عرض بنده این است که این فرایند و روند را باید مواظبت کنیم و باید مدیریت بشود. اگر قرار است یک امام جمعه هم این مدل‌ حرف‌ها را بزند باید در یک سیاست کلی در کشور به این جمع‌بندی برسند که فلان امام جمعه چنین حرف‌هایی بزند.
  • ما همیشه می‌گوییم لابی صهیونیست‌‌ها و این حرف‌ها، روسیه هم لابی خود را دارد. خوب اگر ما در آمریکا 10 نفر داشته باشیم که دیپلماسی عمومی ایران را به وجود بیاورند، بسیار تاثیر گذار خواهد بود.
  • این منافقین هر روز می‌روند سناتورها و نماینده‌های کنگره را می‌بینند و پول به آنها می‌دهند و چاپلوسی می‌کنند و جلسه می‌گذارند و به نوعی لابی می‌کنند و به اصطلاح عامیانه قربان و صدقه هم می‌روند و خود را نماینده مردم ایران معرفی می کنند و علیه ما فعالیت می کنند. حالا ما می‌گوییم نه، هیچ ایرانی لازم نیست در آمریکا برای جمهوری اسلامی لابی انجام دهد!
  • من اتفاقاً می‌گویم لازم است، دیپلماسی عمومی لازم است، نه که بروند با آمریکا خدای ناکرده هم دست شوند و جاسوسی و اینها، خیر، اما بنده الان می‌دانم آدم‌هایی هستند که در آمریکا کرسی دارند، کرسی دانشگاه دارند، مدیریت دارند و جاهای مختلف می‌روند، می‌توانند جلسه بگذارند و مواضع جمهوری اسلامی ایران را تبیین کنند، اینها نیاز دارند حمایت شوند؛ نه اینکه بترسانیم‌شان که مثلاً به آنها بگوییم تو کی هستی که داری از ایران دفاع می‌کنی؟! ما با ملت های آمریکا و اروپا و تک‌تک‌شان که دعوا نداریم. خوب این جهاد تبیین باید در این زمینه‌ها اتفاق بیفتد.
  • حداکثر کاری که در حوزه دیپلماسی عمومی همین وزارت امور خارجه خودمان انجام میدهد چیست؟  صرفاً محکوم می‌کنند و بیانیه می‌دهند، اینکه صرفاً کار وزارت خارجه نیست اما وزارت امور خارجه چقدر از دیپلماسی عمومی کشور استمداد می‌طلبد که افراد مختلف در جهان راه بیفتند و تبلیغ بکنند و به اصطلاح برای ایران لابی بکنند؟!
  • از همان زمان قدیم که می‌گفتند راه ابریشم وجود دارد تجار وظیفه این دیپلماسی عمومی را برعهده داشتند. یک زمانی ادبا، علما و عرفا این وظیفه را برعهده داشتند و به این طرف و آن طرف می‌رفتند اما در حال حاضر دیپلماسی عمومی عملاً تعطیل است و نه تنها تعطیل است بلکه مسئولان هم هیچ تشویقی نمی‌کنند و بعضاً تهدید هم می‌کنند و وضعیت طوری شده که ریاض را قانع می‌کنند که اگر دیر بجنبی ایران به تو حمله می‌کند یعنی دارند ریاض را هم از حمله نظامی ما می‌ترسانند. در حالیکه این کارها صورت نمی‌گیرد و ما این کارها را نمی‌کنیم ولی دشمنان ما این ایران هراسی را دارند تبیین می‌کنند و تبلیغ می‌کنند و ما باید برای خنثی‌سازی این راهبرد دشمنان یک برنامه و نقشه راه داشته باشیم.
  • ما در داخل کشور هم به هر حال یک سری مشکلات داریم. مردم درحال حاضر یکسری مشکلات اقتصادی و فرهنگی و یکسری نارضایتی‌های سیاسی دارند. برای این ها هم ما باید در کشور نقشه راه داشته باشیم. رهبری می فرمایند جهاد تبیین و می گویند ما باید در جنگ ترکیبی دفاع اقتصادی و دفاع نظامی بکنیم ولی مهم ترینش جهاد تبیین است.
  • اینکه بیان بکنیم چه هستیم و مواضع مان چیست و دشمن چه زورهایی و چه قلدری هایی دارد انجام می دهد. هم دوست را درست تعریف کنیم و هم دشمن را. دشمن را اگر ما بخواهیم اینگونه تعریف کنیم که بگوییم همه حکومت های دنیا دشمن ما هستند که نمی شود!
  • مواضع دولت آقای احمدی نژاد با آقای روحانی کاملاً در تعامل با جهان متفاوت است. ببینید آقای ترامپ دیوانه که یک طرفه از برجام بیرون رفت، تلاش کرد یک قطعنامه ای را سازمان ملل علیه ایران تصویب کند و از ابزار ماشه استفاده بکند.کلی هم لابی کرد اما در کل مجمع عمومی سازمان ملل فکر کنم کمتر از ۱۰ رای توانست علیه ما جمع کند و همه حکومت ها به اتفاق گفتند حق با ایران است.
  • ببینید من با این سخنان دارم به شما کد می دهد. یعنی دنیا هم در آن جریان متوجه شد و قبول کرد که مقصر ترامپ است که یک جانبه از این قرار داد به بیرون رفت. حالا فرض می کنیم همین الان ما بخواهیم یک رای در سازمان ملل به نفع خودمان بگیریم فکر می کنید چه تعداد رای خواهیم داشت؟
  • آقا بیست سال قبل درباره اقتصاد مقاومتی سخنانی گفته بودند؛ چند وقت پیش در جلسه ای خدمت ایشان بودیم، ایشان فرمودند این اقتصاد مقاومتی تکرارش که مسئله ای را حل نمی‌کند به عنوان مثال شما صد بار بگویید اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مقاومتی؛ یک مثال هم زدند، زمانی که دکتر یک قرص به شما می دهد که بخورید و خوب بشوید، اگر ۵۰ بار بگویید آسپرین آسپرین که درد تو دوا نمی شود.
  • حتماً باید آن را مصرف کنید. بحث جهاد تبیین یعنی اقدامی انجام بده، یک کاری در این موضوع انجام بده و مثال واضحش همین اقتصاد مقاومتی که ۲۰ سال گذشته و بر روی زمین مانده، کسی اصلاً دغدغه فکری اقتصاد مقاومتی را هم ندارد که دنبال این موضوع برود.
  • به عنوان مثال خواص، همین نمایندگان مجلس، شما تریبون نمایندگان را نگاه کنید در زمان سخنرانی بله اغتشاشات محکوم می کنند، خیلی حرفهای خوبی است، اما مگر قرار است همه ما این حرف ها را تکرار کنیم و سخنرانی بکنیم؟ چهار تا اقدام باید بکنیم، اتفاق مثبت باید صورت بگیرد.
  • یک جلسه ای در محضر حضرت آقا بودیم، آقای رئیس جمهور وقت از یک سری اقداماتی که باید صورت بگیرد سخن می گفت، آقا فرمودند مخاطب بایدها و این حرف هایی که زدید خودتان هستید. کی باید این کارها را انجام بدهد؟ خود شما باید انجام بدهید. الان هم بعضی وقت ها همین جور است آقای رئیس جمهور می گویند باید قیمت ها کنترل شود، باید فلان بشود، خب مخاطب این بایدها کیست؟
  • بعضی از مسئولین فکر می کنند زمانی که این اغتشاشات تمام شده است مسئله حل شده است، در صورتی که مسئله هنوز باقی مانده است و این آتش زیر خاکستر می شود؛ دوباره یک بهانه ای به وجود می آید، دوباره یک جرقه می خورد و دوباره یک عده ای شروع به اغتشاش می کنند.
  • این هایی که شلوغ می کنند آدم های مختلفی هستند آدم هایی را داریم که آموزش دیده اند، ارتباط دارند، پول می گیرند، موقعیت می گیرند و بارشان را بسته اند و  می خواهند فرار کنند که البته جلوی بعضی شان گرفته شده است. از اینجور آدمها در میان اغتشاشگران داریم تا آدم هایی که برای شان تبیین صورت نگرفته و از آینده احساس بسیار ناامیدی می کنند.
  • یک جوان رفته است درس خوانده تحصیل کرده اما به آینده نگاه می کند و آینده اش را مبهم می بیند، آیا کسی برایش تبیین کرده است الان مملکت کجاست و به کجا میخواهد برود و در چه مرحله ای از پیشرفت جای داریم؟ اینها را کسی برای اینها تبیین کرده است؟ این ها در شرایط ناامیدی صرف و محض قرار دارند که نمی دانند نتیجه این اغتشاش گری چه می شود؟ اتفاقاً آن آدم های فهیم این ها که ضد انقلاب هم هستند بارها و بارها گفته اند که برای نظام هیچ آلترناتیوی وجود ندارد و خدای ناکرده زمانی این نظام نباشد ایران نخواهد بود.
  • حتی آنهایی که صرفاً ایران را دوست می دارند می گویند این نظام باید باشد و اشکالاتش باید برطرف شود و مشکلات را حل کند اما این نظام جانشین ندارد. الحمدلله یکی از مشکلات ضد انقلاب این است جانشینی برای نظام وجود ندارد و این یکی از مشیت های بزرگ الهی است الحمدالله.
  • اما صرفاً نباید این باشد که این مسئله اغتشاشات الان تمام شد، در عین حال عرض کردم که مشکلات اقتصادی وجود دارد بنده اینجا چند بار به چند نفر گفتم پیشنهاد می کنم که فارس هم روی مسئله کار بکند؛ رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم می گویند یک اصولی در نظام وجود دارد که ما تا ابد از آن ها دفاع می کنیم. مثل آزادی، استقلال، مردم سالاری و مشارکت مردم، این ها را تا ابد دفاع می کنیم و این اصول در انقلاب اسلامی هیچ دوربرگردانی ندارد. اما بین بعضی از واقعیت ها و ایده آل های ما یک شکاف هایی ایجاد شده است، که ایشان استمداد طلبیده بودند از نسل جوان، نسل پویا، خبرگان و نخبگان که بیایند در چهل سال دوم تلاش بکنیم که این فاصله کم بشود تا به ایده آل ها برسیم.
  • بنده در سال ۹۶ که اغتشاش شده بود قبل از آن یک نامه ای محضر رهبر انقلاب نوشتم و فرستادم. عرض کردم خدمتشان سه تا واژه در رسانه‌های خودمان پر تکرار شده: یکی فساد، یکی ناکارآمدی، یکی اینکه گوش مسئولین صدای مردم را نمی شنود. عرض کردم خدمتشان که هر سه تا واژه به نوعی واقعیت دارد، اما چیزی که ما برای مردم توضیح داده ایم ۱۰ برابر واقعیت است، بسیار متفاوت است و خوب نتوانسته‌ایم تبیین کنیم.
  • حال بنده در این رابطه چند مثال به شما بگویم همین چند وقت اخیر حرفی از مجلس بیرون آمد: ۹۲ هزار میلیارد تومان در فولاد مبارکه نمی‌دانیم چه شده است و هر کسی یک حرف می زد؛ یکی می گفت که چنین مبلغی وجود ندارد، یکی میگفت ۹۰۰ میلیون این پول را به حوزه‌های علمیه دادند و …  آن مخاطبی که می شنود می گوید این پول ها همه خرج حوزه های علمیه و اینها می شود و اینها این پول ها را خوردند و بردند!
  • زمانی که چنین چیزی را که صحت آن مشخص نیست خودمان در جامعه می‌اندازیم اصلا نمی شود جمع کرد. هر چقدر هم که توضیح بدهی فایده ای ندارد. بعد یک جوان مینشیند با خود می گوید ۹۰ هزار میلیارد اینجا، ۱۰ هزار میلیارد آن جا و … این ها را روی هم جمع می کند تقسیم بر ۸۰ میلیون می کند و می گوید از هر کدام از ماها ۵ میلیارد پول خورده اند! حالا به زعم او چه کسانی خوردند؟ آن وقت می گوید هر کسی که بعد از انقلاب مسئولیت گرفته در این مسائل دخیل بوده پول ها را خورده.
  • بنده زمانی یک مصاحبه کردم که خیلی از نمایندگان ناراحت شدند و گفتم به ضرس قاطع می‌گویم اکثر نامزدهای نمایندگی مجلس قبل از نماینده شدن نمی دانند اختیار یک نماینده و وظایفش چیست، امکانات مملکت چیست، یک سری وعده های عجیب و غریب در حوزه‌های انتخابی خود می دهند تا رای جمع کنند.
  • اغتشاشات هم که تمام شده بعضی  از این افراد که اینگونه فکر می کنند مردم را به چند دسته تقسیم خواهند کرد؛ یک عده ساکت اغتشاشات، یک عده کاسب اغتشاشات یک عده حامی اغتشاشات، یک عده ناهی اغتشاشات، خواهش من این است که کشور را لطفاً تقسیم بندی نکنیم.
  • بنده اگر بخواهم کل جامعه را لایه بندی کنم؛ یک عده داریم فدایی و جان نثار نظام که در همه میدان ها حاضر هستند، یک عده داریم جان فدا نیستند اما موافق و هوادار نظام هستند، یک عده داریم بی تفاوت هستند، یک عده داریم مخالف هستند و یک عده داریم معاند هستند. شما به این پنج لایه دقت کنید، من نه فقیه هستم و نه اسلام شناس ولی آنچه که درک کرده ام این است، خداوند در قرآن می فرماید حضرت موسی برو فرعون را دعوت به حق بکن، بعد هم توضیح می دهد که با زبان لین صحبت کن با زبان نرم دعوت کن تا شاید اثر گذاشت. خداوند متعال می دانستند که دعوت موسی از فرعون قطعا تاثیری ندارد، به او چه چیزی می خواهد یاد بدهد؟ می خواهد بگوید که ای پیامبر حتی از فرعون برای دعوت به حق نباید ناامید باشی.
  • بنده می گویم مشی ما و شما در رسانه و نظام جمهوری اسلامی باید این باشد که یک معاند را سعی کنیم تبدیل کنیم به مخالف، مخالف را تبدیل کنیم به بی تفاوت، بی تفاوت را تبدیل کنیم به هوادار و موافق، و موافق را تبدیل کنیم به جان نثار.
  • تجربه این را می گوید که دو سوم نمایندگان در دوره بعد خود رای نمی آورند، این را بدانید که متوسط حضور نمایندگان در مجلس بعد از انقلاب یک و نیم دور است، البته بنده شرمنده ام از اعتماد متوالی مردم در هفت دوره به خودم. من با تجربه ای که دارم می گویم هرچه حضور یک نماینده در مجلس بیشتر باشد و دوره های بیشتری حضور داشته باشد کیفیت مجلس بالا میرود.
  • خیلی از این هایی که در حال حاضر به مجلس می‌روند عالم هستند، دانشمند هستند اما حکمران خوبی نیستند. فرقی هم نمی کند که اصلاح طلب و اصولگرا باشند، شما در نظر بگیرید مثلا ۲۰ پزشک یا مهندس به  مجلس می‌رود، هیچ نهاد بیرونی هم وجود ندارد که مدیریت کند که مثلاً ما در مجلس ۲۰ پزشک ۱۰ مهندس عمران و  فلان استاد دانشگاه نیاز داریم و در هر دوره این اعداد متغیر و اتفاقی است.
  • حالا در این ۲۰ پزشک یا مهندسی که به مجلس رفته اند، آدم های دانشمندی هستند که تخصص های متفاوتی در حوزه پزشکی یا مهندسی دارند ولی ما در مجلس که متخصص ارتوپد یا مهندس سازه نمی‌خواهیم، ما در مجلس و کمیسیون بهداشت و درمان  و کمیسیون عمران و … حکمران حوزه پزشکی و حکمران حوزه عمران می خواهیم که بتوانند اقتصاد حوزه سلامت یا حوزه مسکن را متحول کنند، در قانون بودجه و در قوانینی که تصویب می کنند تحولی ایجاد کنند، این دانشمندان که هیچ کدام مدیریت یا اقتصاد نخوانده اند.
  • بنابراین در نظام‌های مردم‌سالار یا جمهوری آن جایی که میتواند حکمران تربیت کند فقط حزب است، در دانشگاه و نهادهای دیگر حکمران تربیت نمی شود. بنابراین لازمه دموکراسی وجود احزاب قدرتمند است، این یکی از اشکالاتی است که ما باید در آینده در ساختارهای خودمان اصلاح کنیم و به این سمت برویم.
  • حال بر این مبنا از نظر بنده فرقی نمی کند مجلس آینده اصلاح طلب باشد یا اصولگرا یا معتدل؛ شاید ذره‌ای با هم فرق کنند. اما برای این که بتوانند مشکلات مملکت را حل کنند باید یک اصلاحات ساختاری صورت بگیرد.
  • من معتقدم کشور ما دو مجلس می خواهد، مجلسی که الان داریم یک مجلس قومیتی و صنفی است، ما مجلسی می خواهیم که یک نفر به فکر مسایل ملی باشد. بنده گفتم در حوزه اقتصاد مقاومتی در مجلس اصولگرا و اصلاح طلب شاید ده نفر نداشته باشیم که صرفاً به موضوع بپردازند چرا که مشغول حوزه‌های انتخابیه و مسایل حوزه خود هستند. به نوعی منافع ملی در راستای منافع منطقه‌ای و حوزه‌های انتخابیه ذبح می شود چون دستشان زیر ساطور رای مردم است.
  • اما اینکه در انتخابات آینده چه اتفاقی می‌افتد باید بگویم نه جریان اصولگرایی و نه جریان اصلاح‌طلبی سر و سامان درست حسابی ندارد بنابراین عده‌ای از این جناح ها می روند و کاندیدا می شوند، حالا شاید یک عده به اصلاح‌طلبی گرایش پیدا کنند و شاید یک عده هم به اصولگرایی.
  • من بعنوان یک فعال اصولگرا معتقدم حتی اگر مجلسی تشکیل بشود که گرایش اصلاح طلبی داشته باشد ولی حضور مردم پررنگ باشد، این به نفع مملکت است. متاسفانه در دوره‌های اخیر مجلس، فراکسیون ها و حضور نمایندگان در این فراکسیون ها به صورت ژله ای شده است و مشخص نیست کدام نماینده دقیقاً در کدام فراکسیون حضور دارد.
  • نمایندگان ادوار به نوعی رقیب یکدیگرند اگر قرار باشد در انتخابات شرکت کنند آیا می توانند کنار یکدیگر بنشیند و ائتلاف کنند؟ در همین دوره اخیر به ازای هر کرسی ۲۰ نامزد تایید صلاحیت شدند، بعد این ۲۰ نفر از فیلترهای دیگر عبور می کنند و رقیق می شوند و از این ۲۰ نفر یکی شان را می آورد.
  • در مورد حضور آقای لاریجانی در مجلس آینده از ایشان سوال کردم، ایشان به بنده گفت که قصد حضور ندارم، البته در مملکت ما این مسائل دو ماه قبل از انتخابات روشن می شود و آن زمان می توان قضاوت کرد که چه چیزی قرار است اتفاق بیافتد. شما تمام توانتان را در رسانه ها بگذارید که مردم با همه توان در انتخابات شرکت کنند.

همچنین ببینید

۱۰ درس بزرگ زندگی که خیلی دیر یاد می‌گیریم

کلید یک رابطه سالم با خود، پذیرش است. چیزی که بسیاری از افراد دیر آن را متوجه می‌شوند. اما هرگز برای شروع تمرین خودباوری دیر نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *