ساسان مویدی می گوید: در نخلستان های جنوب نشسته بودم و سیگار می کشیدم. هوا به شدت گرم بود. ناگهان متوجه صدایی که از نخلستان می آمد شدم.

ماجرای یک عکس؛ لحظه ای فوق العاده در عملیات کربلای پنج

ساسان مویدی می گوید: در نخلستان های جنوب نشسته بودم و سیگار می کشیدم. هوا به شدت گرم بود. ناگهان متوجه صدایی که از نخلستان می آمد شدم.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، این روزها که شاهد حماسه آفرینی های مردم غزه با دست خالی هستیم، آنچه با دیدن برخی تصاویر در ذهنمان تداعی می شود روزهای هشت سال جنگ تحمیلی است. وقتی ملت ایران تصمیم گرفت به تنهایی و بدون هر گونه وابستگی در مقابل زورگویی و ظلم یک دنیا بایستد و در این راه جوان های بسیاری با دست خالی مقابل دشمن ایستادند و نگذاشتند حتی وجبی از خاک کشور به دست اشغالگران بیفتد. پیروزی ملت فلسطین با همه تلخی ها و ظلمی که به آنها روا داشته می شود اتفاق خواهد افتاد به گواه تاریخ.
ماجرای یک عکس/ می خوام با تفنگ بابام برم بجنگم!
تصویری زیر یک فریم عکس ماندگار از یک جوان ایرانی است که شجاعتش توسط ساسان مویدی در حافظه تاریخ ثبت شد. او خاطره این عکس را اینطور روایت می کند:
در نخلستان های جنوب نشسته بودم سیگار می کشیدم. هوا به شدت گرم بود. ناگهان متوجه صدایی که از نخلستان می آمد شدم. خدا شاهد یک بچه، این که می گویم بچه یعنی واقعا سنش کم بود ها، پنج اسیر عراقی را به اسارت گرفته بود. باور کنید این عکس اصلا چیدمان نیست. چون یه مدتی عکاس هایی که برای آژانس های خارجی کار می کردند می شد که تصویر را بچینند اما این همان تصویر اصلی‌ست که در کربلای 5 پنج ثبت شده و واقعا دوستش دارم.

انتهای پیام/

همچنین ببینید

صداوسیما یادبودی برای پروانه معصومی برگزار می‌کند

آیین ترحیم پروانه معصومی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون در مسجد بلال صداوسیما برگزار خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *